نظر علي الطالقاني

324

كاشف الأسرار ( فارسى )

مسمّايند به منكر و نكير به سوى ميّت در وقتى كه مدفون شد ؛ صداى ايشان مانند رعد قاصف و ديده‌هاى ايشان مانند برق خاطف . زمين را مىشكافند به نيش‌هاى خود ، و موهاى ايشان آويخته كه در ميان آنها راه مىروند و سؤال مىكنند كه كيست پروردگار تو و چيست دين تو . اگر مؤمن است مىگويد كه خدا پروردگار من است و دين من اسلام است . پس از او مىپرسند كه چه مىگوئى در حق اين مردى كه از ميان شما بيرون آمد . گويد كه آن محمد رسول خدا را از من مىپرسيد . و گويند شهادت مىدهى كه او رسول خدا است . گويد كه شهادت مىدهم كه او رسول خدا است . پس به او بگويند بخواب خوابى كه در آن خواب پريشانى نباشد ، و قبر او را نه ذرع گشاده مىگردانند و از براى او درى به سوى بهشت مىگشايند و جاى خود را در بهشت مىبيند . و اگر ميّت كافر باشد آن دو ملك به آن هيئت بر او داخل مىشوند و شيطانى را در پيش او بازمىدارند كه ديده‌هاى او از مس سرخ است . چون آن سؤالها را از او مىكنند مىگويد نمىدانم . پس شيطان را به او مىگذارند و مسلّط مىگردانند بر او در قبرش نود و نه اژدها كه اگر يكى از آنها بر زمين بدمد هرگز گياه از زمين روئيده نشود ، و درى از براى او به سوى جهنم مىگشايند و جاى خود را در آنجا مىبيند . 66 و از حضرت باقر ( ع ) روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود هيچ پيغمبرى نبوده مگر آنكه پيش از پيغمبرى گوسفند مىچرانيده و من نيز گوسفند مىچرانيدم قبل از نبوت و نظر مىكردم به سوى شتران و گوسفندان كه در چراگاه خود در غايت امنيّت مىچريدند و در اطرافشان چيزى نبود كه آنها را از جا به در آورد . ناگاه همه مىترسيدند و سر از چرا بر مىداشتند و من تعجّب مىكردم از حال ايشان ، تا آنكه جبرئيل مرا خبر داد كه در قبر كافرى را ضربتى مىزنند كه جميع مخلوقات صداى آن را مىشنوند و مىترسند . پس در آن وقت دانستم كه سبب فزع و خوف آنها آن بوده است . پس پناه بريد به خدا از عذاب قبر 67 . و چون اين آيات و احاديث را تبرّكا از حق اليقين نقل كرديم ، حال به يارى قائم عجّل اللّه فرجه به چند امر اشاره نمائيم . امر اول آنكه ملاحظه نمودى كه در احاديث چندى فرمودند كه سؤال و رجعت مخصوص كسى است كه محض ايمان داشته باشد يا محض كفر و باقى خلق را سؤال و رجعت نمىباشد . و پيش دانستى كه انبياء و اوصياء ( ع ) به رجعت اولى مىباشند از